Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : غافق

تلفظ بین المللی : /q1ˈɑfeq1/ تلفظ :‌ [q1'Afeq1]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • قلعه غافق
  • حصن غافق
  • غافقی
  • عبدالرحمان غافقی
  • غافقی ابوجعفر احمد
  • غافقی محمد بن قسوم
  • ابراهیم بن عبداﷲ غافقی
  • ابراهیم غافقی
  • عبدالرحمن الغافقی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

غافق . [ ف ِ ](اِخ ) حصن ٌ بالاندلس من اعمال فحص البلوط. (معجم البلدان ). و رجوع به قاموس الاعلام ترکی شود. شهری است در اندلس ، جایی با نعمت بسیار و آبادانی و تجارت و هوای معتدل . (از حدود العالم ). نام شهر مرکزی رستاق اسقفه در اندلس . (حلل السندسیة ج 1 ص 47 و 205). || و غافق ایضاً قصر قرب طرابلس . ذکره البجانی فی رحلته . (تاج العروس )....

فرهنگ فارسی

( منسوب به قبیله عک در یمن ) ابوجعفر احمد بن محمد بن السید از مشاهیر پزشکان اندلس ( ف. ۵۶۵ ه ق . / ۱۱۶۵ م . ) وی در ادویه مفرده ( گیاه شناسی طبی ) بی نظیر بود و کتابی معتبر بنام [ الجامع للادویه المفرده ] درین فن تالیف کرده و در آن ادویه مذکور در مصنفات دیسقوریدس و جالینوس و تحقیقات اطبای مسلمان را آورده .
بطنی از ازد

کلمات مرتبط

  • قلعه غافق
  • حصن غافق
  • غافقی
  • عبدالرحمان غافقی
  • غافقی ابوجعفر احمد
  • غافقی محمد بن قسوم
  • ابراهیم بن عبداﷲ غافقی
  • ابراهیم غافقی
  • عبدالرحمن الغافقی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات