Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : غازان سر

تلفظ بین المللی : /q1ˈɑzɑn sˈar/ تلفظ :‌ [q1'AzAn s'aR]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • غاز سر خاکستری
  • غارن سرا
  • غاز خاکشی خوار سریاقوتی
  • سرایی غاز
  • سرخ غاز
  • سرنوشت سازان
  • سیرک بازان زیر گنبد سیرک سرگشته
  • غاز سرنواری
  • غازان
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

غازان سر. [ ] ( اِخ ) دهی از دهستان آخناچی بخش حومه شهرستان مهاباد. در 35 هزارگزی جنوب خاوری مهاباد و 7 هزارگزی باختر شوسه بوکان به میاندوآب. کوهستانی ، معتدل. با 139 تن سکنه.آب آن از چشمه. محصول آنجا غلات ، توتون ، حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4 ).

فرهنگ فارسی

دهی از دهستان آختاچی حومه شهرستان مهاباد ۷ هزار گزی باختر شوسه بوکان بماند و آب کوهستانی - معتدل مالاریائی سکنه ۱۳۹ تن - کردی آب از چشمه - محصولات غلات توتون حبوبات - شغل اهالی زراعت و گله داری صنایع دستی جاجیم بافی - راه مالرو

کلمات مرتبط

  • غاز سر خاکستری
  • غارن سرا
  • غاز خاکشی خوار سریاقوتی
  • سرایی غاز
  • سرخ غاز
  • سرنوشت سازان
  • سیرک بازان زیر گنبد سیرک سرگشته
  • غاز سرنواری
  • غازان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات