Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : غار غم

تلفظ بین المللی : /q1ˈɑr q1ˈam/ تلفظ :‌ [q1'AR q1'am]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • غار غم انگیز
  • غمار
  • غمر
  • غر و غمزه
  • ذات الغمر
  • غمر اراکه
  • غمر بنی جذیمه
  • غمر ذی کنده
  • الغمر
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

غار غم. [ رِ غ َ ] ( ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) کنایه از زندان و بندخانه و گور و قبر گناهکاران باشد. ( برهان ). زندان. بندخانه. محبس.

فرهنگ فارسی

کنایه از زندان و بند خانه و گور و قبر گناهکاران باشد . زندان .

کلمات مرتبط

  • غار غم انگیز
  • غمار
  • غمر
  • غر و غمزه
  • ذات الغمر
  • غمر اراکه
  • غمر بنی جذیمه
  • غمر ذی کنده
  • الغمر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات