Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : غابن

تلفظ بین المللی : /q1ˈɑban/ تلفظ :‌ [q1'Aban]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • غابندن
  • رژیم غارنشینان
  • سالما غانما
  • غاب
  • غاب کردن
  • غابر
  • غابربن ملح
  • غابرین
  • غابس
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

غابن. [ ب ِ ] ( ع ص ) سست در کار. سست کار. ( آنندراج ). || در تداول فقه ، آن که در معامله طرف دیگر را مغبون می کند غبن فلاناً فی البیع و الشراء... خدعه و غلبه فهو غابن و المخدوع مغبون ، و غبن فلاناً: نقصه فی الثمن او غیره فهو غابن و ذاک مغبون. ( اقرب الموارد ). زیان کننده. ( دهار ).

فرهنگ عمید

۱. خدعه کننده در خرید و فروش، مغبون کننده.
۲. کسی که در کار سستی کند، سست کار.

فرهنگ فارسی

خدعه کننده درخریدوفروش، مغبون کننده
سست در کار . زیان کننده

کلمات مرتبط

  • غابندن
  • رژیم غارنشینان
  • سالما غانما
  • غاب
  • غاب کردن
  • غابر
  • غابربن ملح
  • غابرین
  • غابس
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات