Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عیارگیر

تلفظ بین المللی : /ajˈɑrɡir/ تلفظ :‌ [aj'ARgiR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • عیارگیر ضرابخانه
  • عیارگیری
  • عیارگیری کردن
  • عیارگری
  • شیارگیر
  • عیارپیشه
  • عیارپیشگی
  • عیاری
  • مادۀ شیارگیر
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

عیارگیر. ( نف مرکب ) عیارگیرنده. کسی که در ضرابخانه زر و سیم مسکوک را امتحان کرده و علامت بر آن میگذارد. ( ناظم الاطباء ). معیر. چاشنی گیر زر و سیم. || جواهری ِ بامهارت. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ عمید

عیارگیرنده، صاحب عیار، آن که عیار سیم وزر را می سنجد.

فرهنگ فارسی

عیار گیرنده کسی که در ضرابخانه زر و سیم مسکوک را امتحان کرده و علامت بر آن میگذارد جواهری با مهارت

مترادف و متضاد

صیرفی، عیارسنج


کلمات مرتبط

  • عیارگیر ضرابخانه
  • عیارگیری
  • عیارگیری کردن
  • عیارگری
  • شیارگیر
  • عیارپیشه
  • عیارپیشگی
  • عیاری
  • مادۀ شیارگیر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات