Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ عوعاه

تلفظ بین المللی : /uːʔˈɑh/ تلفظ :‌ [u:?'Ah]
لغت نامه دهخدا
  • عواهج
  • عواهر
  • عواهق
  • عواهن
  • عوعاء
  • عیعاه
  • ذوی العاهات
  • عاه
  • عاه عاه
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

عوعاة. [ ع َ ] (ع مص ) زجر کردن گوسپند را به کلمه ٔ «عا» و نحو آن . (از منتهی الارب ). راندن گوسپندان و زجر کردن آنها به کلمه ٔ «عا». (از ناظم الاطباء). «عا» گفتن . (از اقرب الموارد). معاعاة. رجوع به معاعاة شود. || (اِ) غوغاء. (اقرب الموارد). عوعاء. رجوع به عوعاء شود.

( عوعاة ) عوعاة. [ ع َ ] ( ع مص ) زجر کردن گوسپند را به کلمه «عا» و نحو آن. ( از منتهی ال...

کلمات مرتبط

  • عواهج
  • عواهر
  • عواهق
  • عواهن
  • عوعاء
  • عیعاه
  • ذوی العاهات
  • عاه
  • عاه عاه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات