معانی کلمه : عوض
لغت نامه دهخدا
عوض . [ ع َ ] (اِخ ) نام بتی است ازآن ِ بکربن وائل . (از منتهی الارب ).
عوض . [ ع ِ وَ ] (اِخ ) نام قومی است در لار و سایر قسمتهای ساحلی جنوب ایران . (از یادداشت مرحوم دهخدا).
فرهنگ عمید
۱. چیزی که به جای چیز دیگر داده شود، بدل.
۲. خلف، جانشین.
۲. خلف، جانشین.
فرهنگ معین
(ع یا عَ وَ ) [ ع . ] (اِ. ) بَدَل ، چیزی که به جای چیز دیگر داده شود.
فرهنگ فارسی
چیزی که بجای چیزدیگرداده شود، بدل، خلف، جانشین
ده از دهستان سلطان آباد بخش حومه شهرستان سبزوار
ده از دهستان سلطان آباد بخش حومه شهرستان سبزوار
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
بدل، بدیل
جبران، جای
پاداش، جزا، مزد
الش، تبدیل، تعویض، جایگزین، جانشین، دگش، مبدل
۱. بدل، بدیل
۲. الش، تبدیل، تعویض، جایگزین، جانشین، دگش، مبدل
۳. جبران، جای
۴. پاداش، جزا، مزد
دانشنامه اسلامی
فرهنگ فارسی ساره
جاب هجا، گردیده، ورت
