Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عوض

تلفظ بین المللی : /ˈavaz/ تلفظ :‌ ['avaz]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی ساره
  • عوض اباد
  • عوض خلجی
  • عوض محمدبیگ
  • عوض کردن
  • عوض دادن
  • عوض شدن
  • عوض نشده
  • عوض و بدل
  • عوض کننده
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی ساره

لغت نامه دهخدا

عوض . [ ع َ ] (اِخ ) نام بتی است ازآن ِ بکربن وائل . (از منتهی الارب ).

عوض . [ ع ِ وَ ] (اِخ ) نام قومی است در لار و سایر قسمتهای ساحلی جنوب ایران . (از یادداشت مرحوم دهخدا).

عوض . [ ع ِ وَ ] (اِخ ) نام شهری است در وسط بلاد هند. تجار با کمال زحمت و مشقت به آنجا می آیند. (از معجم البلدان )....

فرهنگ عمید

۱. چیزی که به جای چیز دیگر داده شود، بدل.
۲. خلف، جانشین.

فرهنگ معین

(ع یا عَ وَ ) [ ع . ] (اِ. ) بَدَل ، چیزی که به جای چیز دیگر داده شود.

فرهنگ فارسی

چیزی که بجای چیزدیگرداده شود، بدل، خلف، جانشین
ده از دهستان سلطان آباد بخش حومه شهرستان سبزوار

دانشنامه عمومی

عوض (سبزوار). مختصات: ۳۶°۱۵′۴۴″ شمالی ۵۷°۵۶′۴۲″ شرقی / ۳۶٫۲۶۲۲۲°شمالی ۵۷٫۹۴۵۰۰°شرقی / 36.26222; 57.94500عوض، روستایی است از توابع بخش مرکزی شهرستان سبزوار استان خراسان رضوی ایران.این روستا در دهستان رباط قرار داشته و بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۳۰۹ نفر (۸۷ خانوار)بوده است.wiki: عوض (سبزوار)...

مترادف و متضاد

بدل، بدیل

جبران، جای

پاداش، جزا، مزد

الش، تبدیل، تعویض، جایگزین، جانشین، دگش، مبدل

۱. بدل، بدیل
۲. الش، تبدیل، تعویض، جایگزین، جانشین، دگش، مبدل
۳. جبران، جای
۴. پاداش، جزا، مزد

substitute (اسم)تعویض، بدل، عوض، جانشینexchange (اسم)تعویض، صرافی، معاوضه، بورس، عوض، مبادله، تسعیر، تبادل، اسعار، ردو بدل کننده، ردوبدل ارز، صرافخانه، جای معاملات ارزی و سها...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] عِوَض، مابازاء چیزی است.از احکام عنوان یاد شده در عقود ، همچون بیع ، جعاله ، اجاره ، هبه و صلح سخن گفته اند.معناعوض در لغت به معنای بدل (چیزی که جایگزین چیزی دیگر شود) آمده است؛ لیکن برخی لغویان میان بدل و عوض تفاوت گذاشته و گفته اند: عوض چیزی را گویند که به عنوان بها در پی چیزی می آید، لیکن بدل چیزی است که نه به عنوان بها، بلکه به عنوان صرف جایگزین به دنبال چیزی می آید. بنابراین، عوض ع...

فرهنگ فارسی ساره

جاب هجا، گردیده، ورت


کلمات مرتبط

  • عوض اباد
  • عوض خلجی
  • عوض محمدبیگ
  • عوض کردن
  • عوض دادن
  • عوض شدن
  • عوض نشده
  • عوض و بدل
  • عوض کننده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات