Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ عودالفرح

تلفظ بین المللی : /uːdˈɑlfrah/ تلفظ :‌ [u:d'AlfRah]
لغت نامه دهخدا
  • اوزاعی عبدالرحمان
  • عبدالرحمن
  • عبدالرحیم
  • عقدالفرید
  • باعلوی عبدالرحمان
  • قاضی عبدالرحمان
  • قاضی عبدالرحیم
  • بدوی عبدالرحمان
  • بزغش ظهیرالدین عبدالرحمان
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

عودالفرح . [ دُل ْ ف َ رَ ] (ع اِ مرکب ) نزد بعضی عاقرقرحا و نزد جمعی وج است ، و برخی گویند بیخی است باحدت ، و نبات او شبیه به رازیانه و بقدر قامتی ، و شاخه های او مثل ریباس عریض ،و در شام بسیار است . در سیُم گرم و خشک و در جمیع افعال مثل وج است و در بعضی خواص مانند عاقرقرحا. (ازتحفه ٔ حکیم مؤمن ). و رجوع به عاقرقرحا و وج شود.


کلمات مرتبط

  • اوزاعی عبدالرحمان
  • عبدالرحمن
  • عبدالرحیم
  • عقدالفرید
  • باعلوی عبدالرحمان
  • قاضی عبدالرحمان
  • قاضی عبدالرحیم
  • بدوی عبدالرحمان
  • بزغش ظهیرالدین عبدالرحمان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات