Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عود نواز

تلفظ بین المللی : /ˈuːd nˈavɑz/ تلفظ :‌ ['u:d n'avAz]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • نوازنده عود
  • عودنواز
  • عود
  • عود افروز
  • عود البرق
  • عود الحیه
  • عود الدرقه
  • عود الریح
  • عود العطاس
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

عودنواز. [ ن َ ] ( نف مرکب ) عودنوازنده. کسی که عود مینوازد. نوازنده عود، که نوعی ساز است. رودنواز :
ز هیچ باغ شنیدی نوای عودنواز
ز هیچ خانه شنیدی سرود رودسرای.
فرخی.
رجوع به عود ( در معنی ساز و آلت موسیقی ) شود.

فرهنگ فارسی

عود نوازنده کسی که عود مینوازد نوازنده عود که نوعی ساز است رود نواز

مترادف و متضاد

lutist (اسم)
عود زن، سازنده عود، عود نواز

کلمات مرتبط

  • نوازنده عود
  • عودنواز
  • عود
  • عود افروز
  • عود البرق
  • عود الحیه
  • عود الدرقه
  • عود الریح
  • عود العطاس
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات