معانی کلمه : عود سوزی
لغت نامه دهخدا
عودسوزی. ( حامص مرکب ) سوزاندن عود. بر آتش نهادن عود تا بوی خوش دهد. عود سوختن. رجوع به عود سوختن شود :
ز دلها کرده در مجمرفروزی
به وقت عودسازی عودسوزی.- عودسوزی کردن ؛ سوزاندن عود :
تا شب آنجا نشاط و بازی کرد
عودسوزی و عطرسازی کرد.
ز دلها کرده در مجمرفروزی
به وقت عودسازی عودسوزی.- عودسوزی کردن ؛ سوزاندن عود :
تا شب آنجا نشاط و بازی کرد
عودسوزی و عطرسازی کرد.
فرهنگ فارسی
سوزاندن عود بر آتش نهادن عود تا بوی خوش دهد عود سوختن
