Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عود سوزان

تلفظ بین المللی : /ˈuːd sˈuːzɑn/ تلفظ :‌ ['u:d s'u:zAn]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • عودسوزان
  • عود
  • عود افروز
  • عود البرق
  • عود الحیه
  • عود الدرقه
  • عود الریح
  • عود العطاس
  • عود الفالوذج
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

عودسوزان. ( نف مرکب ) در حال سوختن عود :
پیش صدر مصطفی بین هم بلال و هم صهیب
این چو عود آن چون شکر در عودسوزان آمده.
خاقانی.
پیش بزم مصطفی بین دعوت کروبیان
عودسوزان آفتاب و عود کیوان آمده.
خاقانی.
|| سوزنده عود :
قلب الاسد از اسد فروزان
چون آتش عود عودسوزان.
نظامی.

فرهنگ فارسی

سوزنده عود در حال سوختن

کلمات مرتبط

  • عودسوزان
  • عود
  • عود افروز
  • عود البرق
  • عود الحیه
  • عود الدرقه
  • عود الریح
  • عود العطاس
  • عود الفالوذج
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات