Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عود بری

تلفظ بین المللی : /ˈuːd bˈari/ تلفظ :‌ ['u:d b'aRi]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • عدد برینکمن
  • عدد باریونی
  • عود
  • عود افروز
  • عود البرق
  • عود الحیه
  • عود الدرقه
  • عود الریح
  • عود العطاس
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

عود بری. [ دِ ب َرْ ری ] ( ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) بیخ قسم ماده عنب الدب است که به ترکی مردارآغاجی نامند. و در کرمان بسیار میباشد، به سطبری ساعد و از ذرعی زیاده و ابلق وبادهنیت و خوشبو است. و در افعال بسیار ضعیف تر از عود هندی ، و بدل او نمی شود. ( از تحفه حکیم مؤمن ).

فرهنگ فارسی

بیخ قسم ماده عنب الدب است که بترکی مردار آغاجی نامند و در کرمان بسیار میباشد بسطبری ساعد و از ذرعی زیاده و ابلق و با دهنیت و خوشبوی است

کلمات مرتبط

  • عدد برینکمن
  • عدد باریونی
  • عود
  • عود افروز
  • عود البرق
  • عود الحیه
  • عود الدرقه
  • عود الریح
  • عود العطاس
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات