Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عواد

تلفظ بین المللی : /avˈɑd/ تلفظ :‌ [av'Ad]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • عواد توفیق یوسف
  • عواد البندر
  • عواد العواد
  • عواد کورکیس
  • خربه عواد
  • ژولیت عواد
  • محمد عواد
  • عواده
  • عوادی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

عواد. [ ع َ ] (ع اِمص ) برّ و نیکی و لطف و مهربانی . (از اقرب الموارد).

عواد. [ ع ُوْ وا ] (ع ص ، اِ) ج ِ عائد. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). رجوع به عائد شود.

عواد.[ ع َ دِن ْ ] (ع ص ، اِ) عوادی . ج ِ عادیة. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). رجوع به عادیة و عوادی شود.

فرهنگ عمید

عودنواز، نوازندۀ عود.

فرهنگ فارسی

( صفت ) عود نواز .
جمع عائد

کلمات مرتبط

  • عواد توفیق یوسف
  • عواد البندر
  • عواد العواد
  • عواد کورکیس
  • خربه عواد
  • ژولیت عواد
  • محمد عواد
  • عواده
  • عوادی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات