عنوان . [ ع ُن ْ ] (اِخ ) ابن عثمان الزبیدی . رجوع به ابوالبر (هاشم عنوان ...) شود.
عنوان . [ ع ِن ْ ] (ع مص ) سرنامه نوشتن برای کتاب و عنوان قرار دادن برای آن . (از ناظم الاطباء). عَنونة. رجوع به عَنونة شود.
بهانه، دلیل
موضوع، مقوله
سر تیتر، سر مقاله
نشانی، آدرس، نشانه
نام فیلم یا برنامۀ تلویزیونی
(جمع آن عنوان ها، عناوین، عنوانات است) آنچه موجب شناسایی چیزی شود، لقب، اَنگ
عنوان فرعی
subtitle
عنوان قهرمانی
championship, crown
عنوانهای افتخاری
honorific titles
عنوانهای اشرفی
aristocratic titles
عنوان روی پاکت
the address on the envelope
آدرس، نشانی
آغاز، دیباچه
اسم، خطاب، شهرت، کنیه، لقب، نام
۱. آغاز، دیباچه
۲. اسم، خطاب، شهرت، کنیه، لقب، نام
۳. آدرس، نشانی
پاژنام، سرنویس، فرنام