کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : عنتهی
تلفظ بین المللی :
/aːntˈeːi/
تلفظ :
[a:nt'e:i]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
عنتری
عنتریس
عنته
عنجهی
عنجهیه
سیدی عنتری
ربیعهبن عتیک
سفیدان عتیق
طبریه العتیق
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
عنتهی. [ ع ُ ت ُ هی ی ] ( ع ص نسبی ) منسوب به عنته ، مرد نیک کوشش کننده در کار.( منتهی الارب ). مرد سخت کوشش کننده در کار. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). عنته. رجوع به عنته شود.
کلمات مرتبط
عنتری
عنتریس
عنته
عنجهی
عنجهیه
سیدی عنتری
ربیعهبن عتیک
سفیدان عتیق
طبریه العتیق
نظرات