Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عنبریه

تلفظ بین المللی : /ˌaːnbarˈije/ تلفظ :‌ [,a:nbaR'ije]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • النفحه العنبریه فی انساب خیر البریه
  • زی داربست عنبیه
  • شب عنبرین
  • عمر عنبری
  • عنبرته
  • عنبرنهنگ سربزرگ
  • عنبرنهنگیان
  • عنبری
  • عنبیه
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

عنبریه. [ عَم ْ ب َ ری ی ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان بنمعلا بخش شوش شهرستان دزفول. سکنه آن 600 تن. آب آن از رودخانه کرخه و محصول آن غلات ، برنج و کنجد است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان بنمعلا بخش شوش شهرستان دزفول در ۱۸ کیلومتری شمال غربی شوش و ۲ کیلومتری غربی اتومبیل رو اهواز دزفول دشت و گرمسیر ۶٠٠ تن سکنه آب از رودخانه کرخه محصول غلات برنج کنجد شغل زراعت . سکنه از عشایر لر هستند .
ده از دهستان بنمعلا بخش شوش شهرستان دزفول

کلمات مرتبط

  • النفحه العنبریه فی انساب خیر البریه
  • زی داربست عنبیه
  • شب عنبرین
  • عمر عنبری
  • عنبرته
  • عنبرنهنگ سربزرگ
  • عنبرنهنگیان
  • عنبری
  • عنبیه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات