Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عنبر فشان

تلفظ بین المللی : /ˈaːnbar fˈeʃɑn/ تلفظ :‌ ['a:nbaR f'eSAn]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • عنبر فشاندن
  • عنبر فشانده
  • عنبرفشان
  • عنبرفشانده
  • عنبرافشان
  • عنبر
  • عنبر ارزان
  • عنبر افشان
  • عنبر امیخته
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

عنبرفشان. [ عَم ْ ب َ ف َ / ف ِ ] ( نف مرکب ) عنبرفشاننده. آنچه عنبر بپاشد و خوشبوی چون عنبر باشد : جعدشان در مجلس او مشکبارزلفشان در پیش اوعنبرفشان.فرخی.از شراره آه مشتاقان دل آتش عنبرفشان برکرد صبح.خاقانی.شه از زلف مشکین آن دلکشان کمندی برآراست عنبرفشان.نظامی.سرآغوش و گیسوی عنبرفشان.نظامی.نسیم صبح را گفتم تو با او جانبی داری کز آن جانب که او باشد صبا عنبرفشان آید.سعدی....

فرهنگ فارسی

عنبر فشاننده آنچه عنبر بپاشد و خوشبوی چون عنبر باشد

کلمات مرتبط

  • عنبر فشاندن
  • عنبر فشانده
  • عنبرفشان
  • عنبرفشانده
  • عنبرافشان
  • عنبر
  • عنبر ارزان
  • عنبر افشان
  • عنبر امیخته
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات