Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عنبر ذوائب

تلفظ بین المللی : /ˈaːnbar zavˈɑʔeb/ تلفظ :‌ ['a:nbaR zav'A?eb]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • عنبرذوائب
  • عنبر
  • عنبر ارزان
  • عنبر افشان
  • عنبر امیخته
  • عنبر امیز
  • عنبر امیغ
  • عنبر اگنده
  • عنبر بارس
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

عنبرذوائب. [ عَم ْ ب َ ذَ ءِ ] ( ص مرکب ) آنکه زلفهای وی به رنگ عنبرو دارای بوی عنبر باشد. ( ناظم الاطباء ) :
سلام علی دار ام الکواعب
بتان سیه چشم عنبرذوائب.
حسن متکلم.

فرهنگ فارسی

آنکه زلهای وی برنگ عنبر و دارای بوی عنبر باشد

کلمات مرتبط

  • عنبرذوائب
  • عنبر
  • عنبر ارزان
  • عنبر افشان
  • عنبر امیخته
  • عنبر امیز
  • عنبر امیغ
  • عنبر اگنده
  • عنبر بارس
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات