معانی کلمه : عنانی
لغت نامه دهخدا
عنانی. [ ع ُ نا ] ( ع اِ ) عُناناک أن تفعل کذا؛ منتهای جهد و کوشش توست که چنین کنی. ( ازمنتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
گویند عناناک ان تفعل کذا یعنی منتهای جهد و کوشش تو است که چنین کنی
