معانی کلمه : عنان کشیده
لغت نامه دهخدا
عنان کشیده. [ ع ِ ک َ / ک ِ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) نعت مفعولی از عنان کشیدن که بمعنی به درنگ و تأنی رفتن و آهسته و نرم راندن است :
عنان کشیده رو ای پادشاه کشورحسن
که نیست بر سر راهی که دادخواهی نیست.
عنان کشیده رو ای پادشاه کشورحسن
که نیست بر سر راهی که دادخواهی نیست.
فرهنگ فارسی
نعت مفعولی از عنان کشیدن که بمعنی بدرنگ و تانی رفتن و آهسته و نرم راندن است
