کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : عملیق
تلفظ بین المللی :
/ˈaːmliq1/
تلفظ :
['a:mliq1]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
راهنمای عملی
راهنمای عملیات
راهنمای عملیات پرواز
راهنمای عمومی عملیات
راهنمای عمومی عملیات پرواز
رسانۀ عملیات روانی
روبَست عمیق
سطح عملیاتی جنگ
سرعت عملی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
عملیق. [ ع ِ ] ( اِخ ) ابن لاوذبن ارم. جدّ عمالقه. رجوع به عمالقة شود.
کلمات مرتبط
راهنمای عملی
راهنمای عملیات
راهنمای عملیات پرواز
راهنمای عمومی عملیات
راهنمای عمومی عملیات پرواز
رسانۀ عملیات روانی
روبَست عمیق
سطح عملیاتی جنگ
سرعت عملی
نظرات