معانی کلمه : عملگر همانی
فرهنگ فارسی
عملگری که هر عضو یک فضای بُرداری را به همان عضو تبدیل میکند
فرهنگستان زبان و ادب
{identity operator} [ریاضی] عملگری که هر عضو یک فضای بُرداری را به همان عضو تبدیل می کند

عملگری که هر عضو یک فضای بُرداری را به همان عضو تبدیل میکند