معنی کلمه : عمروسی
لغت نامه دهخدا
عمروسی .[ ع َ ] (اِخ ) علی بن خضر. رجوع به علی عمروسی شود.
عمروسی . [ ع َ ] (ص نسبی ) نسبت است به عمروس . و او جد ابوالفضل محمدبن عبداﷲ بزازبغدادی بود. رجوع به اللباب فی تهذیب الانساب شود.

عمروسی .[ ع َ ] (اِخ ) علی بن خضر. رجوع به علی عمروسی شود.
عمروسی . [ ع َ ] (ص نسبی ) نسبت است به عمروس . و او جد ابوالفضل محمدبن عبداﷲ بزازبغدادی بود. رجوع به اللباب فی تهذیب الانساب شود.