Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ علی منجورانی

تلفظ بین المللی : /ˈaːli mˌandʒuːrˈɑni/ تلفظ :‌ ['a:li m,andZu:R'Ani]
لغت نامه دهخدا
  • علی
  • علی اباد
  • علی اباد اخوان
  • علی اباد اق تپه
  • علی اباد اقاحسن
  • علی اباد امین
  • علی اباد اهیه
  • علی اباد اوه
  • علی اباد بافران
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

علی منجورانی. [ ع َ ی ِ م َ ] ( اِخ ) ابن محمد منجورانی بلخی. وی از زاهدین و پارسایان منجوران بود و آن قریه ای است به بلخ. احمدبن سهل گوید که وقتی ابوعلی منجوزانی درگذشت ما برای تسلیت پسرش یعنی این علی بن محمد رفتیم و پس از دفن پدر، علی بن محمد لباس از تن بدر کرد و داخل نهری شد و به مردم گفت اینک گواه باشید که مرا از ارث پدر هیچ نیست ، اگر مایلید لباسی به من دهید تا آن را در بر کنم. راوی گوید که م...

کلمات مرتبط

  • علی
  • علی اباد
  • علی اباد اخوان
  • علی اباد اق تپه
  • علی اباد اقاحسن
  • علی اباد امین
  • علی اباد اهیه
  • علی اباد اوه
  • علی اباد بافران
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات