معانی کلمه : علی تنوخی
لغت نامه دهخدا
علی تنوخی . [ ع َ ی ِ ت َ ] (اِخ ) ابن محمدبن داودبن ابراهیم تنوخی ، مکنّی به ابوالقاسم . رجوع به علی (ابن محمدبن ...) و ابوالقاسم تنوخی شود.
علی تنوخی . [ ع َ ی ِ ت َ ] (اِخ ) ابن محسن بن علی بن محمدبن ابی الفهم تنوخی ، مکنّی به ابوالقاسم . رجوع به ابوالقاسم (علی بن محسن ...) و علی (ابن محسن بن ...) شود.
فرهنگ فارسی
ابن محمد بن داود بن ابراهیم تنوخی مکنی به ابوالقاسم
