Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ علکد

تلفظ بین المللی : /ˈaːlkad/ تلفظ :‌ ['a:lkad]
لغت نامه دهخدا
  • علادی
  • علاکد
  • علد
  • علده
  • علمدار
  • علمدار محله
  • علمدار گرگر
  • علمداری
  • علمده
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

علکد. [ ع ِ ک َدد] (ع اِ) پیه . (منتهی الارب ). شحم . (اقرب الموارد).

علکد. [ ع َ ک َ ] (ع ص )درشت و سطبر. (منتهی الارب ). غلیظ. (اقرب الموارد).

علکد. [ ع ُ ل َ ک ِ ] (ع ص ) غلیظ و سطبر. (ناظم الاطباء). غلیظ. (اقرب الموارد). || شیر دفزک شده و سطبر. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد)....

کلمات مرتبط

  • علادی
  • علاکد
  • علد
  • علده
  • علمدار
  • علمدار محله
  • علمدار گرگر
  • علمداری
  • علمده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات