Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : علوج

تلفظ بین المللی : /ˈoluːdʒ/ تلفظ :‌ ['olu:dZ]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • علوجنی
  • رئیس العلوم
  • البرهان فی علوم القران
  • انبار علوفه
  • انجمن فلسفه و علوم انسانی
  • سهل العلاج
  • سیلو کردن علوفه
  • اکادمی علوم روسیه
  • صحیفه علویه
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

علوج . [ ع ُ ] (ع اِ) ج ِ عِلج . رجوع به علج شود.

علوج . [ ع َ ] (ع اِ) پیغام . (منتهی الارب ). پیغام و رسالت . (ناظم الاطباء). || پیغامبر. (منتهی الارب ). رسول . (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). الوک . (اقرب الموارد): هذا علوج ُ صدق و ألوک صدق ، به یک معنی (از اقرب الموارد) (منتهی الارب )؛ یعنی این رسول امین و صادقی است . (ناظم الاطباء)....

فرهنگ فارسی

جمه علج

کلمات مرتبط

  • علوجنی
  • رئیس العلوم
  • البرهان فی علوم القران
  • انبار علوفه
  • انجمن فلسفه و علوم انسانی
  • سهل العلاج
  • سیلو کردن علوفه
  • اکادمی علوم روسیه
  • صحیفه علویه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات