Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : علقم

تلفظ بین المللی : /ˈaːlq1am/ تلفظ :‌ ['a:lq1am]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • علقمه
  • علقمه ٔ ازدی
  • علقمه ٔ اسلمی
  • علقمه ٔ انصاری
  • علقمه ٔ بلوی
  • علقمه ٔ تمیمی
  • علقمه ٔ ثقفی
  • علقمه ٔ جمحی
  • علقمه ٔ خزاعی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

علقم. [ ع َ ق َ ] ( ع اِ ) هر چیز تلخ. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). || حنظل. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). کبست. زهرگیاه. || حنظل ، در صورتی که بسیار تلخ باشد. ( از اقرب الموارد ). || کُنار تلخ. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || خیار دشتی ، که داروئی است مسهل ، و آن را قثاءالحمار نیز گویند. ( از اقرب الموارد ). || ( ص ) آب سخت تلخ. ( منتهی الارب ) ( از اقرب ال...

فرهنگ عمید

حنظل، هر چیز تلخ.

فرهنگ معین

(عَ قَ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - حنظل . ۲ - هر چیز تلخ .

فرهنگ فارسی

حنظل، هرچیزتلخ
۱ - ( اسم ) زیتون تلخ . ۲ - سیماهنگ .

کلمات مرتبط

  • علقمه
  • علقمه ٔ ازدی
  • علقمه ٔ اسلمی
  • علقمه ٔ انصاری
  • علقمه ٔ بلوی
  • علقمه ٔ تمیمی
  • علقمه ٔ ثقفی
  • علقمه ٔ جمحی
  • علقمه ٔ خزاعی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات