Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : علت

تلفظ بین المللی : /ˈellat/ تلفظ :‌ ['ellat]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا
  • علت اصل
  • علت افتاب
  • علت اوردن
  • علت اولی
  • علت بالذات
  • علت تامه
  • علت دانه
  • علت سرخ
  • علت صوری
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

علت . [ ع َل ْ ل َ ] (ع اِ) هوو. ضرّة. (از اقرب الموارد). || آنچه بدان بهانه کنند. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || نیاز و حاجت . || سختی حال . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ج ، عَلات .

علت. [ ع َل ْ ل َ ] ( ع اِ ) هوو. ضرّة. ( از اقرب الموارد ). || آنچه بدان بهانه کنند. ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). || نیاز و حاجت. || سختی حال. ( منتهی الارب ...

فرهنگ عمید

۱. بیماری، ناخوشی، رنج.
۲. عذر، بهانه.
۳. سبب.

فرهنگ معین

(عِ لَّ ) [ ع . علة ] (اِ. ) ۱ - بیماری ، ناخوشی . ۲ - سبب ، انگیزه . ۳ - عذر، بهانه . ج . علل .

دانشنامه آزاد فارسی

علّتدر اصطلاح فلسفه، چیزی که هستی شیء دیگری به او وابسته است و با عدم آن، عدم این شی ء لازم می آید. علت در فلسفه دارای تقسیم های گوناگونی است: الف: علت تامه و علت ناقصه؛ اگر شیئی فقط به امری واحد وابسته باشد، آن امر «علّت تامه» و اگر به امر دیگری نیز نیاز داشته باشد، آن امر «علت ناقصه» است. حال این علت ناقصه یا در داخل معلول است و یا در خارج؛ اگر در داخل معلول باشد، و معلول به واسطۀ آن بالفعل شود،...

فرهنگ فارسی

بیماری، ناخوشی، رنج، عذر، بهانه، سببحروف عله:وای( اسم ) ۱ - بیماری ناخوشی . یا علت پشت . بیماری ابنه . ۲ - سستی ناتوانی ۳ - آفت آسیب . یا علت سرخ . آفتی که درکشت گندم افتد و برگها را سرخ گرداند و از آن هیچ حاصل نیاید . ۴ - عیب ۵ - عذر بهانه . ۶ - سبب جهت . یا به علت . به سبب به جهت . یا بی علت . ۷ - قاعدگی زن رگل . ۸ - الف - آن که از وجودش وجود شئ دیگر لازم آید و از عدمش عدم شئ دیگر . ب - آن چه وج...

گویش مازنی

۱سبب ۲حالت حیض در زنان

/ellete/ سبب - حالت حیض در زنان

مترادف و متضاد

عیب، نقیصه

بیماری، عارضه

انگیزه، انگیزه، جهت، دلیل، سبب، عامل، مایه، مسبب، موجب، واسطه، وسیله

۱. انگیزه، انگیزه، جهت، دلیل، سبب، عامل، مایه، مسبب، موجب، واسطه، وسیله
۲. عیب، نقیصه
۳. بیماری، عارضه

defect (اسم)علت، عیب، نقص، قصور، کمبود، کاستی، اهو، نکته ضعفcauthorse (اسم)سبب، جنبش، عنوان، هدف، جهت، علت، سرمایه، مرافعه، موجب، انگیزه، نهضت، باعی، موضوع منازع فیه، ...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] علت (قیاس). وصف مشترک میان اصل و فرع در قیاس فقهی را علت (قیاس) گویند.علت (قیاس) از ارکان قیاس و به معنای وصفی است که وجود آن در اصل، باعث تعلق حکم شرعی به وصف گردیده است؛ به بیان دیگر، وصف مشترک میان اصل و فرع است که علت برای سرایت حکم اصل به فرع می گردد؛ برای مثال، در قیاس نبیذ به خمر، مجتهد از طریق نص پی می برد که خمر به خاطر وجود وصف «اسکار» حرام شده است پس وصف اسکار همان علت (قیا...

فرهنگ فارسی ساره

چرایی، شوند

واژه نامه بختیاریکا

لَو

کلمات مرتبط

  • علت اصل
  • علت افتاب
  • علت اوردن
  • علت اولی
  • علت بالذات
  • علت تامه
  • علت دانه
  • علت سرخ
  • علت صوری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات