کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : علاله
تلفظ بین المللی :
/aːlˈɑleː/
تلفظ :
[a:l'Ale:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
ذی علاقه
الفاسی علال
عاله
عجاله
عجاله الوقت
عذاله
علاثه
علاقه
علاقه الصید
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
( علالة ) علالة. [ ع ُ ل َ ] ( ع مص ) دوشیدگی شتر در میانه روز. ( منتهی الارب ). دوشیدن شتر در میانه روز. ( آنندراج ) ( اقرب الموارد ). || نیزه زدن در پی هم : و لولا علالة أرماحنالظلت نساؤهُم ُ تحلب.( از ذیل اقرب الموارد ).|| پیاپی دویدن. ( ذیل اقرب الموارد ). || ( اِ ) آنچه به وی بهانه کنند وعذر آرند: ما هی الا علالة. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). || شتر که بعدِ دوشیدن فیقه نخستین دوشند. ( ...
فرهنگ فارسی
دوشیدگی شتر در میانه روز دوشیدن شتر در میانه روز
کلمات مرتبط
ذی علاقه
الفاسی علال
عاله
عجاله
عجاله الوقت
عذاله
علاثه
علاقه
علاقه الصید
نظرات