کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : علاقمند به
تلفظ بین المللی :
/aːlˈɑq1mand bˈeː/
تلفظ :
[a:l'Aq1mand b'e:]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
علاقمند به اب
علاقمند به امور جنسی
علاقمند به دریانوردی
علاقمند به زندگی خوب
علاقمند به شکار
علاقمند به مد و سلیقه
علاقمند به چیزی
علاقمند به گرما
علا قمند به جنس مخالف
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
partial
(صفت)
طرفدار، نا تمام، بخشی، جزئی، غیر منصفانه، طرفدارانه، متمایل به، قسمتی، پاره ای، جانبدار، علاقمند به
کلمات مرتبط
علاقمند به اب
علاقمند به امور جنسی
علاقمند به دریانوردی
علاقمند به زندگی خوب
علاقمند به شکار
علاقمند به مد و سلیقه
علاقمند به چیزی
علاقمند به گرما
علا قمند به جنس مخالف
نظرات