علاءالدین . [ ع َ ئُدْ دی ] (اِخ ) علی بن ابی الحزم . رجوع به ابن نفیس شود.
علاءالدین . [ ع َ ئُدْ دی ] (اِخ ) محمدبن تکش . رجوع به علاءالدین خوارزمشاهی شود.
علأالدین . [ ع َ ئُدْ دی ] (اِخ ) ابن بواب ، ابوالحسن علی بن هلال . خوشنویس عرب . رجوع به ابن بواب شود.
(تلفظ: alā’oddin) (عربی) موجب بلندی آیین و کیش ؛ (در اعلام) نام بسیاری اشخاص در تاریخ .