عقیم . [ع ُ ق َ ] (اِخ ) ابن زیاد. تابعی است . (منتهی الارب ).
عقیم. [ ع َ ] ( ع ص ) رجل عقیم ؛ مرد که فرزند نشود او را. ج ، عُقَماء و عِقام و عَقْمی ̍. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). نازاینده ، خواه مرد باشد خواه زن ، در این لفظ مذکر و مؤنث برابر است ؛ و مرد عقیم آن است که نطفه او قابل زرع نباشد. ( غیاث اللغات ). || امراءة عقیم ؛ زن نازاینده. ( ...
فرهنگ عمید
۱. نازا، استرون، سترون، استاغ، ستاغ. ۲. (پزشکی ) ویژگی زنی که فرزند نمی آورد. ۳. [مجاز] بی نتیجه، بی حاصل.
فرهنگ معین
(عَ ) [ ع . ] (ص . ) نازا، سترون .
فرهنگ فارسی
← سترون 2
نازا، استرون، سترون، استاغ، ستاغ، زنی که فرزندنیاوردمردی که ازاوفرزندبوجودنیاید ( صفت ) ۱ - مرد یا زنی که وی را فرزند نشود نازا سترون . ۲ - بی حاصل بی ثمر . ابن زیاد تابعی است
abortive (صفت)بی ثمر، عقیم، مسقط، رشد نکرده، بی نتیجه، خنثیfruitless (صفت)بی ثمر، عقیم، خنثی، بی میوهbarren (صفت)بی ثمر، عقیم، خنثی، خشک، نازا، بی حاصل، سترون، تهیsterile (صفت)عقیم، بایر، نازا، سترون، بی بار، بی حصلunproductive (صفت)عقیمchildless (صفت)عقیمvain (صفت)عقیم، پوچ، خود بین، تهی، بیهوده، عاطل، ناچیز، بی ف...
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] عقیم، مرد ناتوان از بارور کردن تخمک زن و زن نازا را گویند.از احکام مرتبط با آن در بابهای نکاح و دیات سخن گفته اند.← در نکاح ۱. ↑ مجمع البحرین، واژه «عقم».۲. ↑ الجامع للشرائع، ص۴۳۱. فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، ج۵، ص۴۴۴، برگرفته از مقاله «عقیم». ...wikifeqh: عقیم[ویکی الکتاب] معنی عَقِیمٌ: نازا (در عبارت "یَأْتِیَهُمْ عَذَابُ یَوْمٍ عَقِیمٍ " معنای عقیم بودن روز این است که ...