Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عقربان

تلفظ بین المللی : /ˈaːq1rbɑn/ تلفظ :‌ ['a:q1RbAn]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیفرهنگستان زبان و ادب
  • مریم گلی عقربان
  • عقربانه
  • عربان
  • عقابان
  • بازار عربان
  • عربانه
  • عقربا ء
  • کلاته عربان
  • عقبان
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

عقربان . [ ع َ رَ ] (اِ) دوائی است که آن را حشیةالطحال خوانند. و بعضی گویند دوائی است که آن را به شیرازی زنگی دارو خوانند. و بعضی دیگر گویند بیخ محبر کَبَر رومی است . (برهان ). به لغت اندلس اسقولوفندریون است . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ) (فهرست مخزن الادویه ). اسقولوفندریون . (اختیارات بدیعی ). اسقولوفندریون و زنگی دارو. (از الفاظ الادویه ). و رجوع به سقولوفندریون شود....

فرهنگ فارسی

← مریم‌گلی عقربان

کژدم یا کژدم نر عقرب و گویند نر آن است

فرهنگستان زبان و ادب

[گیاهان دارویی] ← مریم گلی عقربان

کلمات مرتبط

  • مریم گلی عقربان
  • عقربانه
  • عربان
  • عقابان
  • بازار عربان
  • عربانه
  • عقربا ء
  • کلاته عربان
  • عقبان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات