Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عقرب زده

تلفظ بین المللی : /ˈaq1rab zˈadeː/ تلفظ :‌ ['aq1Rab z'ade:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • رسام عرب زاده سید ابوالفتح
  • احمد عرب زاده
  • خانه عرب زاده
  • رسام عرب زاده
  • موزه رسام عرب زاده
  • وحید عرب زاده
  • جمهره خطب العرب فی عصور العربیه الزاهره
  • جمهره رسائل العرب فی عصور العربیه الزاهره
  • عقرب
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

عقرب زده. [ ع َ رَ زَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) آنکه عقرب او را گزیده باشد :
چو از تاب انجم شب تب زده
بپیچید چون مار عقرب زده.
نظامی.

فرهنگ فارسی

آنکه عقرب او را گزیده باشد

کلمات مرتبط

  • رسام عرب زاده سید ابوالفتح
  • احمد عرب زاده
  • خانه عرب زاده
  • رسام عرب زاده
  • موزه رسام عرب زاده
  • وحید عرب زاده
  • جمهره خطب العرب فی عصور العربیه الزاهره
  • جمهره رسائل العرب فی عصور العربیه الزاهره
  • عقرب
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات