کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : عقراء
تلفظ بین المللی :
/aːq1rˈɑ/
تلفظ :
[a:q1R'A]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
اصابع عذراء
ذیل العذراء
کف العذراء
عجراء
عذراء
عراء
عروه و عفراء
عسراء
عشراء
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
عقراء. [ ع َ ] ( ع ص ) مؤنث أعقر. ماده شتر که انیاب وی شکسته باشد. ج ، عُقر. ( از اقرب الموارد ). || ( اِ ) ریگ توده بلند. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || ( اِخ ) نام شهری است. ( منتهی الارب ).
کلمات مرتبط
اصابع عذراء
ذیل العذراء
کف العذراء
عجراء
عذراء
عراء
عروه و عفراء
عسراء
عشراء
نظرات