معانی کلمه : عقبی
لغت نامه دهخدا
عقبی . [ ع َ ق َ] (ص نسبی ) منسوب به عقب ، در تداول فارسی ، آنکه یا آنچه مؤخر باشد. مقابل جلوئی . رجوع به عَقِب شود.
فرهنگ عمید
عقبا#NAME?
= عقبا
فرهنگ معین
(عُ با ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - آخرت ، جهان دیگر. ۲ - رستاخیز، قیامت .
فرهنگ فارسی
جزا، سزای کردار، آ رهرچیز، پایان وعاقبت امری، آخریت، روزواپسین، جهان دیگر
( اسم ) ۱ - آخرت جهان دیگر . ۲ - روز رستاخیز قیامت .
رضوان بن محمد بن یوسف شافعی مصری مکنی به ابو نعیم از حافظان حدیث بود و بسال ۷۶۹ قمری در منیه عقبه در جیره متولد شد و بسال ۸۵۲ قمری در منیه عقبه در جیزه متولد شد و بسال ۸۵۲ قمری در قاهره درگذشت
( اسم ) ۱ - آخرت جهان دیگر . ۲ - روز رستاخیز قیامت .
رضوان بن محمد بن یوسف شافعی مصری مکنی به ابو نعیم از حافظان حدیث بود و بسال ۷۶۹ قمری در منیه عقبه در جیره متولد شد و بسال ۸۵۲ قمری در منیه عقبه در جیزه متولد شد و بسال ۸۵۲ قمری در قاهره درگذشت
مترادف و متضاد
آخرت، اخری، رستاخیز، عقبا، قیامت ≠ دنیا
