کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه عقب-رفتن | کلماتور
معانی کلمه : عقب رفتن
تلفظ بین المللی :
/ˈaːq1ab rˈaftan/
تلفظ :
['a:q1ab R'aftan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
جلو امدگی یا عقب رفتگی
انقدر عقب رفت تا از ان طرف پشت بام افتاد
عقل رفته
عقل رفتگی
رفت انجا که عرب نی انداخت
عقب
عقب افتادن
عقب افتاده
عقب افتادگی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
لغت نامه دهخدا
عقب رفتن. [ ع َ ق َ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) پس رفتن. قدم باز پس نهادن. پس کشیدن. || مجازاً، تنزل کردن ، مقابل جلو رفتن ، ترقی کردن.
فرهنگ فارسی
پس رفتن قدم باز پس نهادن
مترادف و متضاد
retreat
(فعل)
عقب نشستن، عقب رفتن، عقب نشینی کردن
واژه نامه بختیاریکا
وا پُشت رَهدِن
کلمات مرتبط
جلو امدگی یا عقب رفتگی
انقدر عقب رفت تا از ان طرف پشت بام افتاد
عقل رفته
عقل رفتگی
رفت انجا که عرب نی انداخت
عقب
عقب افتادن
عقب افتاده
عقب افتادگی
نظرات