معانی کلمه : عقابین
لغت نامه دهخدا
عقابین . [ ع ُ ] (اِ) خارهای آهنین . (غیاث اللغات ) (آنندراج ).
فرهنگ عمید
۱. = عُقاب
۲. دو قطعه چوب یا چهارپایه که در قدیم گناهکار را به آن می بستند و تازیانه می زدند.
۲. دو قطعه چوب یا چهارپایه که در قدیم گناهکار را به آن می بستند و تازیانه می زدند.
فرهنگ معین
( ~ . بَ یا بِ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - تثنیه عقاب ، دو عقاب . ۲ - دو قطعه چوب که گناهکار را بر آن می بستند و تازیانه می زدند.
فرهنگ فارسی
تثنیه عقاب، دوعقاب، دوقطعه چوب یاچهارپایه که درقدیم گناهکاررابه آن میبستندوتازیانه میزدند
۱ - تثنیه عقاب در حالت رفعی و جری ( ولی در فارسی مراعات این قاعده نکنند ) دو عقاب . ۲ - دو چوب که مقصر را بر آنها بدار می کشیدند یا بر آنها بسته چوب می زدند عقابان . توضیح ظاهرا سر آن دو چوب به شکل عقاب بوده . یا در عقابین کشیدن . مقصر را به چوب عقابین بستن .
خارهای آهنین
۱ - تثنیه عقاب در حالت رفعی و جری ( ولی در فارسی مراعات این قاعده نکنند ) دو عقاب . ۲ - دو چوب که مقصر را بر آنها بدار می کشیدند یا بر آنها بسته چوب می زدند عقابان . توضیح ظاهرا سر آن دو چوب به شکل عقاب بوده . یا در عقابین کشیدن . مقصر را به چوب عقابین بستن .
خارهای آهنین
