Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عقاب

تلفظ بین المللی : /ˈoq1ɑb/ تلفظ :‌ ['oq1Ab]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولگویش اصفهانیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • عقاب افکن
  • عقاب دریایی دم سفید
  • عقاب دریایی ساحلی
  • عقاب دریایی پالاس
  • عقاب شدن
  • عقاب ماهی گیر دریایی
  • عقاب ماهی گیریان
  • عقاب کردن
  • عقاب کینه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولگویش اصفهانیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

عقاب . [ ع ُ ] (اِخ ) (تبق الَ ...) موضعی است به جحفه . (منتهی الارب ).

عقاب . [ ع ُ ] (اِخ ) شهرکی است [ به عربستان ] با نعمت و مردم بسیار. (حدود العالم ).

عقاب . [ ع ُ ] (اِخ ) (ثنیة الَ ...) پشته ای است به دمشق . (منتهی الارب ). «فرجه »ای است در کوهی که بر غوطه ٔ دمشق مشرف است از ناحیه ٔ حمص . و قافله هایی که از...

فرهنگ عمید

عقبه#NAME?

سزای گناه و کار بد کسی را دادن؛ جزای کردار بد؛ عذاب.

۱. (زیست‌شناسی) پرندۀ شکاری بزرگ با چنگال‌های قوی و چشم‌های تیزبین که جانوران کوچک از قبیل خرگوش یا روباه را شکار می‌کند.
۲. (نجوم) از صورت‌های فلکی نیمکرۀ شمالی است.

سزای گناه و کار بد کسی را دادن، جزای کردار بد، عذاب.= عقبه۱. (زیست شناسی ) پرندۀ شکاری بزرگ با چنگال های قوی و چشم های تیزبین که جانوران کوچک از ق...

فرهنگ معین

(عِ) [ ع . ] 1 - (مص م .)کیفر دادن ، شکنجه دادن . 2 - (اِمص .) شکنجه ، عذاب .

( عُ) [ ع . ] (اِ.) 1 - پرنده ای است شکاری با جثه ای بزرگ دارای منقاری خمیده ،چشم هایی تیزبین و چنگال هایی نیر ومند. 2 - صورت فلکی بزرگی در آسمان استوا و در کهکشان راه شیری به شکل لوزی نسبتاً بزرگی که روشن ترین ستارة آن نَسر طایر نام دارد.

(عِ ) [ ع . ] ۱ - (مص م . )کیفر دادن ، شکنجه دادن . ۲ - (اِمص . ) شکن...

دانشنامه آزاد فارسی

عقاب (اخترشناسی). عُقاب (اخترشناسی)(Aquila)عُقابصورت فلکی در استوای آسمانی (← کرۀ آسمانی). درخشان ترین ستارۀ آن ستارۀ قدر اول کرکس پرنده (نسر طایر) است که بین دو ستارۀ بتا و گاما عقاب قرار دارد. این صورت فلکی نشان دهندۀ یک عقاب است. نواَختر عقاب، که در ژوئن ۱۹۱۸ پدیدار شد، چند روز به درخشندگی شعرای یمانی درخشید. در اسطوره شناسی یونان، این صورت فلکی همان عقاب ژوپیتر است و به قولی، همان پرنده ای ا...

فرهنگ فارسی

صورت فلکی در استوای آسمان که ستارۀ پرنور نسرِ طایر در آن قرار دارد

وقعه عقاب واقعه ای که در اندلس اتفاق افتاد و در آن آلفونس پادشاه قشتاله لشکریان موحدین را منهزم ساخت ( ۱۲۱۲ م . )( اسم ) پرنده یست از راسته شکاریان و از دسته شکارچیان روزانه که دارای جثه ای نسبتا بزرگ و پنجه و منقاری بسیار قوی است . این پرنده بسیار جسور و پر جرات است و نسبت به دیگر پرندگان شکاری قدرت و شجاعتی مخصوص دارد به طو...

دانشنامه عمومی

عقاب یا تیزبال یا دال یا آلُه به گروهی از پرندگان شکاری عضو تیرهٔ عقابیان (Accipitridae از راستهٔ شاهین سانان Falconiformes) گفته می شود. حدود ۶۰ گونه از پرنده های شکاری عقاب نامیده می شوند که در ۱۱ سرده از خانوادهٔ عقابیان قرار می گیرند و بیشتر آن ها هم بومی اوراسیا و آفریقا هستند. معیار دقیقی برای تمایز عقاب ها از دیگر پرندگان تیرهٔ عقابیان یعنی سُنقُرها، کرکس ها، قوش ها و کورکورها، وجود ندارد ا...

نقل قول

عقاب، پرنده ای است از راسته شکاریان و از دسته شکاریان روزانه که دارای جثه ای نسبتا بزرگ و پنجه و منقاری بسیار قوی است.• «شراب، موش کور را به عقاب تبدیل می کند.» -> چارلز بودلر• «عقاب از باز بزرگتر است ولیکن وی را آن حشمت نیستی که باز» -> نوروزنامه• «عقاب را در مراقی آن عقاب بال گسسته گشتی.» -> تاریخ یمینی• «که ملکت شکاری است... و عقاب پرنده و شیر ژیانی.» -> ابوالفضل بیهقی• «مردان بزرگ مانند عقاب ه...

گویش اصفهانی

تکیه ای: oloh
طاری: olof
طامه ای: oqâb
طرقی: (h)olof
کشه ای: oqâb
نطنزی: oqâb

مترادف و متضاد

آلغ، آله، شاهین

بازپرسی، تنبیه، مواخذه، مجازات

eagle (اسم)
عقاب، شاهین قره قوش

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] عقاب در دو معنا به کار برده می شود.عُقاب، پرنده ای شکاری با جثه نسبتا بزرگ و نوک و چنگالهای خمیده و تیز است.عِقاب که به معنای عذاب است و کلمه «عذاب» به معنای شکنجه و عقوبت است....wikifeqh: عقاب[ویکی الکتاب] معنی عِقَابِ: کیفر - مؤاخذه (مؤاخذه انسان به نحوی ناخوشاید ، در مقابل کاری ناخوش آیند که عقاب شونده مرتکب شده ، و اگر این مؤاخذه را عقاب نامیدهاند ، بدین مناسبت است که عقیب و دنبال ع...

فرهنگ فارسی ساره

شهباز، آگفت

واژه نامه بختیاریکا

آشو
تی درار

فرهنگستان زبان و ادب

{Aquila, Aql, Eagle} [نجوم] صورت فلکی در استوای آسمان که ستارۀ پرنور نسرِ طایر در آن قرار دارد

کلمات مرتبط

  • عقاب افکن
  • عقاب دریایی دم سفید
  • عقاب دریایی ساحلی
  • عقاب دریایی پالاس
  • عقاب شدن
  • عقاب ماهی گیر دریایی
  • عقاب ماهی گیریان
  • عقاب کردن
  • عقاب کینه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات