کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : عفنش
تلفظ بین المللی :
/ˈaːfnaʃ/
تلفظ :
['a:fnaS]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
عفنشل
عفنشه
عفش
عفن
عفنه
قروح عفنه
عرنش
عفاش
عفاشه
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
عفنش. [ ع َ ف َن ْ ن َ ] ( ع ص ) پیر بزرگ سال. || انه لعفنش اللحیة؛ او سطبر و بسیارموی ریش است. عَفانَش. و رجوع به عفانش شود. || عفنش العینین ؛ سطبر ابرو. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
کلمات مرتبط
عفنشل
عفنشه
عفش
عفن
عفنه
قروح عفنه
عرنش
عفاش
عفاشه
نظرات