Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ عظیم اباد معین ا

تلفظ بین المللی : /ˈaːzim ˈaːbˈɑd moʔˈajjan ˈalef/ تلفظ :‌ ['a:zim 'a:b'Ad mo?'ajjan 'alef]
لغت نامه دهخدا
  • عظیم آباد معین الملک
  • عظیم اباد
  • عظیم آباد
  • عظیم آباد حاجی محمود
  • عظیم اباد حاجی
  • الفتی عظیم اباد
  • قلعه عظیم اباد
  • الفت عظیم آبادی
  • الفت عظیم ابادی
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

( عظیم آباد معین ا••• ) عظیم آباد معین الملک. [ ع َ دِ م ُ نُل ْ م ُ ] ( اِخ ) دهی جزء دهستان غار بخش ری شهرستان تهران. سکنه آن 102 تن است. آب آن از قنات و محصول آن غلات و صیفی و چغندرقند است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1 ).

کلمات مرتبط

  • عظیم آباد معین الملک
  • عظیم اباد
  • عظیم آباد
  • عظیم آباد حاجی محمود
  • عظیم اباد حاجی
  • الفتی عظیم اباد
  • قلعه عظیم اباد
  • الفت عظیم آبادی
  • الفت عظیم ابادی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات