Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عظایم

تلفظ بین المللی : /aːzˈɑjam/ تلفظ :‌ [a:z'Ajam]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید
  • ذوالفضل العظیم
  • صحن عظیم
  • عظام
  • عظایه
  • عظیم
  • عظیم اباد
  • عظیم الجثه
  • عظیم الجدوی
  • عظیم الروم
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید

لغت نامه دهخدا

عظائم. [ ع َ ءِ ] ( ع ص ، اِ ) عظایم. ج ِ عَظیمة. ( اقرب الموارد ). چیزهای بزرگ و قوی. ( ناظم الاطباء ). رجوع به عظیمة شود: ازین خاتون چهار پسر بود که بصدد عظایم امور و جلایل کارهای با خطر گشته بودند. ( جهانگشای جوینی ). به سبب عدم وقوف بر کیفیت امور و احوال آن دولت و قلت معرفت به عظایم و جلایل آن حوادث. ( رشیدی ).- عظائم اﷲ ؛ آنچه از اعمال و معجزات خداوند که بزرگ و عظیم باشد. ( از اقرب الموارد )....

فرهنگ عمید

عظیمه#NAME?

= عظیمه

کلمات مرتبط

  • ذوالفضل العظیم
  • صحن عظیم
  • عظام
  • عظایه
  • عظیم
  • عظیم اباد
  • عظیم الجثه
  • عظیم الجدوی
  • عظیم الروم
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات