معانی کلمه : عطشان
لغت نامه دهخدا
عطشان . [ ع َ طَ ] (اِ) نوعی از خار است که آن را به تازی خس الکلب خوانند. (برهان ). نباتی است که به یونانی دیناقوس گویند. (اختیارات بدیعی ). نباتی است که آن را به یونانی دیناقوس نامند و به عربی خس الکلب و طرسک نامند. (مخزن الادویه ). دیفساقوس . (ابن البیطار). رجوع به دیفساقوس شود.
فرهنگ عمید
تشنه.
فرهنگ معین
(عَ طْ ) [ ع . ] (ص . ) ۱ - تشنه . ۲ - مشتاق ، آرزومند.
فرهنگ فارسی
تشنه
( صفت ) ۱ - تشنه . ۲ - مشتاق آرزومند
نوعی از خار است که آنرا به تازی خس الکلب خواند نباتی است که به یونانی دینافوس گویند نباتی است که به یونانی دیناقوس نامند و به عربی خس الکلب و طرسک نامند
( صفت ) ۱ - تشنه . ۲ - مشتاق آرزومند
نوعی از خار است که آنرا به تازی خس الکلب خواند نباتی است که به یونانی دینافوس گویند نباتی است که به یونانی دیناقوس نامند و به عربی خس الکلب و طرسک نامند
دانشنامه عمومی
عطشان (به عربی: عطشان) یک روستا در سوریه است که در ناحیه صوران واقع شده است. عطشان ۱٬۸۰۹ نفر جمعیت دارد.
فهرست شهرهای سوریه
فهرست شهرهای سوریه
wiki: عطشان
مترادف و متضاد
تشنه ≠ سیراب
