Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عطسه

تلفظ بین المللی : /ˈaːtseː/ تلفظ :‌ ['a:tse:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش اصفهانیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا
  • عطسه اور
  • عطسه دادن
  • عطسه دهنده
  • عطسه ریختن
  • عطسه زدن
  • عطسه کردن
  • عطسه آور
  • عطسه فرد اوت
  • عطسه واکنش به نور
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش اصفهانیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

عطسة. [ ع َ س َ ] (ع اِ) اسم المرة است از مصدر عطس و عطاس . (از اقرب الموارد). یک دفعه عطسه زدن . رجوع به عطس و عطاس شود.

( عطسة ) عطسة. [ ع َ س َ ] ( ع اِ ) اسم المرة است از مصدر عطس و عطاس. ( از اقرب الموارد ). یک دفعه عطسه زدن. رجوع به عطس و عطاس شود.عطسه. [ ع َ س َ / س ِ ] ( اِ ) عطسة. از ع ، معروف است که به هندی چهینک نامند. ( منتهی الارب ). هوایی است...

فرهنگ عمید

۱. (پزشکی) خارج شدن هوای ریه با شدت و صدا از راه بینی و دهان بر اثر تحریک شدن مخاط بینی.
۲. [قدیمی، مجاز] آنچه شبیه چیز دیگر باشد.
۳. [قدیمی، مجاز] نتیجه؛ زاده؛ پرورده.
⟨ عطسه زدن (کردن): (مصدر لازم) خارج کردن هوا از بینی و دهان با شدت و صدا؛ اشنوسه کردن.
⟨ عطسهٴ ‌صبح: [مجاز] دمیدن صبح.

۱. (پزشکی ) خارج شدن هوای ریه با شدت و صدا از راه بینی و دهان بر اثر تحریک ش...

فرهنگ معین

(عَ طْ س ) [ ع . عطسة ] (اِ. ) اشنوسه ، هوایی که بر اثر سرماخوردگی یا هر نوع تحریک بینی به شدت و با سر و صدا از بینی خارج می شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - حرکتی که بر اثر هوا به شدت و با صدا از دهان و تجاویف بینی خارج شود اشنوسه شنوسه . ۲ - نتیجه محصول . ۳ - تربیت شده مربی . یا عطسه چاه . صدایی که بسبب بانگ کردن از چاه بر آید . یا عطسه شب . صبح صادق . یا عطسه صبح . آفتاب . یا عطسه عنبرین . بوی خوش ( از گل یا چیز دیگر ) .

دانشنامه عمومی

عطسه نوعی واکنش دفاعی بدن (رفلکس) به مواد محرک تنفسی یا التهاب مجاری تنفسی یا برای دفع ترشحات در هنگام بیماری است. مکانسیم عطسه خروج سریع هوای بازدمی بر اثر انقباض عضلات تنفسی است.سرماخوردگی سادهمواد آلرژی زامحرک های فیزیکیعوامل زیست محیطیسرمای هوانور خورشیدرفلکس عطسه بسیار شبیه سرفه است به استثنای اینکه به جای مجاری تنفسی تحتانی مربوط به مجاری بینی است. محرک ایجادکننده رفلکس عطسه در مجاری بینی اس...

گویش اصفهانی

تکیه ای: atsa / sabr
طاری: hošniǰa
طامه ای: atasa
طرقی: atsa / sabr
کشه ای: atsa
نطنزی: atsa / sabr

مترادف و متضاد

sputter (اسم)سخن بیهوده، سخن بی ربط، عطسهsniffle (اسم)زکام، عطسه، صحبت تو دماغی، فن فنsneeze (اسم)عطسه، ستوسهhiccup (اسم)سکسکه، عطسهsneezing (اسم)عطسهsternutation (اسم)عطسه، صدای عطسه...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] عطسه، به حالت خروج شدید و ناگهانی توأم با صدای هوای درون ریه از راه بینی و دهان می گویند. از آداب و احکام مرتبط با آن به مناسبت در باب صلات و حج سخن گفته اند.تسمیت عطسه کننده مستحب است؛ چنان که پاسخ آن بر عطسه کننده استحباب دارد. تکرار تسمیت تا سه عطسه در یک مجلس مستحب است و افزون بر آن استحباب ندارد. آداب عطسه کردنبر عطسه کننده مستحب است هنگام عطسه انگشت خود را بر بینی بگذارد و حمد خدا...

فرهنگ فارسی ساره

اتسه

واژه نامه بختیاریکا

پریکشت

کلمات مرتبط

  • عطسه اور
  • عطسه دادن
  • عطسه دهنده
  • عطسه ریختن
  • عطسه زدن
  • عطسه کردن
  • عطسه آور
  • عطسه فرد اوت
  • عطسه واکنش به نور
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات