معانی کلمه : عطارد
لغت نامه دهخدا
عطارد. [ ع ُ رِ ] (اِخ ) ابن بکر. تابعی است . رجوع به ابوالعشراء شود.
عطارد. [ ع ُ رِ] (اِخ ) ابن محمد. حاسب و منجم . او راست : کتاب الجفر الهندی . العمل بالاسطرلاب . العمل بذات الحلق . ترکیب الافلاک . المرایا المحرقة. (از الفهرست ابن الندیم ).
فرهنگ عمید
نزدیک ترین سیاره به خورشید و کوچک ترین آن ها، تیر.
فرهنگ معین
(عُ رُ یا رِ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - تیر، کوچک ترین سیارة منظومه شمسی و نزدیک ترین سیاره به خورشید. ۲ - در اساطیر یونان ، رب النّوع نویسندگی . ۳ - در ادب فارسی دبیر فلک است .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
نزدیکترین سیاره به خورشید، و دومین سیاره ازلحاظ کوچکی در منظومۀ شمسی که به دلیل نزدیکی به خورشید، کمتر در آسمان دیده میشود متـ . تیر 3
دانشنامه عمومی
فرهنگ اسم ها
اسم: عطارد (پسر) (عربی) (کهکشانی) (تلفظ: atarod) (فارسی: عطارد) (انگلیسی: atarod)
معنی: نام نزدیکترین سیاره به خورشید در منظومه شمسی، نام نزدیکترین سیاره به خورشید در منظومه شمسی که نماد نویسندگی و سخن سرایی است
معنی: نام نزدیکترین سیاره به خورشید در منظومه شمسی، نام نزدیکترین سیاره به خورشید در منظومه شمسی که نماد نویسندگی و سخن سرایی است
مترادف و متضاد
۱. تیر
۲. سنبلالطیب
mercury (اسم)
تیر، پیک، پیغام بر، عطارد، جیوه، سیماب، دزد ماهر، یکی از خدایان یونان قدیم
evening star (اسم)
زهره، عطارد
فرهنگستان زبان و ادب
{Mercury} [نجوم] نزدیک ترین سیاره به خورشید، و دومین سیاره ازلحاظ کوچکی در منظومۀ شمسی که به دلیل نزدیکی به خورشید، کمتر در آسمان دیده می شود
متـ . تیر 3
