معانی کلمه : عطار
لغت نامه دهخدا
عطار. [ ع َطْ طا ] (اِخ ) (علی ...) ابن ابراهیم بن داودبن سلمان دمشقی . محدث و فقیه قرن هشتم هجری . رجوع به علی عطار شود.
عطار. [ ع َطْ طا ] (اِخ ) لقب عبدالرحمان بن احمدبن محمد، از فاضلان قرن ششم هجری است . رجوع به عبدالرحمان (ابن احمد...) شود.
فرهنگ عمید
۱. فروشندۀ داروهای گیاهی.
۲. [قدیمی] عطرفروش، کسی که داروها و چیزهای خوش بو می فروشد.
۲. [قدیمی] عطرفروش، کسی که داروها و چیزهای خوش بو می فروشد.
فرهنگ معین
(عَ طّ ) [ ع . ] (ص . ) ۱ - عطرفروش . ۲ - داروفروش .
دانشنامه آزاد فارسی
عطّار
رجوع شود به:عطاری
رجوع شود به:عطاری
wikijoo: عطار
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
گویش اصفهانی
تکیه ای: attâr
طاری: attâr
طامه ای: attâr
طرقی: attâr
کشه ای: attâr
نطنزی: attâr
مترادف و متضاد
دوافروش، عطرفروش
