کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : عطاء کردن
تلفظ بین المللی :
/aːtˈɑ kˈardan/
تلفظ :
[a:t'A k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
عطا کردن
عطاء
عطاء بن احمد سمرقندی
عطاء رازی
عطاء اصفهانی
عطاء اعجاز هروی اصفهانی
عطاء بن ابی رباح
عطاء بن سائب
عطاء خشک اصفهانی
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
give (فعل)واگذار کردن، بخشیدن، دادن، تخصیص دادن، اتفاق افتادن، گریه کردن، عطاء کردن، ارائه دادن، رساندن، بیان کردن، افکندن، شرح دادن، نسبت دادن به، بمعرض نمایش گذاشتن، تقدیم داشتنconfer (فعل)تفویض کردن، اعطاء کردن، عطاء کردن، مشورت کردن، همرایزنی کردنgrant (فعل)بخشیدن، تصدیق کردن، دادن، اعطا کردن، عطاء کردن، مسلم گرفتنbestow (فعل)بخشیدن، عطاء کردن...
کلمات مرتبط
عطا کردن
عطاء
عطاء بن احمد سمرقندی
عطاء رازی
عطاء اصفهانی
عطاء اعجاز هروی اصفهانی
عطاء بن ابی رباح
عطاء بن سائب
عطاء خشک اصفهانی
نظرات