Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عطا

تلفظ بین المللی : /aːtˈɑ/ تلفظ :‌ [a:t'A]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیفرهنگ اسم هامترادف و متضادفرهنگ فارسی ساره
  • عطا اباد
  • عطا حریه
  • عطا خواستن
  • عطا دادن
  • عطا دهنده
  • عطا دهی
  • عطا کردن
  • عطا یافتن
  • عطا آباد
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیفرهنگ اسم هامترادف و متضادفرهنگ فارسی ساره

لغت نامه دهخدا

عطا. [ ع َ ] (اِخ ) ابن یزید لیثی . محدث . و رجوع به ابویزید (عطاء...) شود.

عطا. [ ع َ ] (اِخ ) تخلص ادیب السلطنه حسین سمیعی از ادبا و رجال دوره ٔ معاصر است . وی به سال 1293 هَ .ق . در رشت تولد یافت و دوران طفولیت را در کرمانشاه و تهران بسر برد و بعد از پدرش به مشاغل دولتی پرداخت و به وزارت کشور و وزارت خارجه منصوب شد و به وکالت مجلس شوری و سناتوری نیز رسی...

فرهنگ عمید

۱. بخشش، دهش.
۲. (اسم ) چیزی که به کسی بخشیده می شود.

فرهنگ معین

(عَ ) [ ع . عطاء ] ۱ - (مص م . ) بخشیدن . ۲ - (اِمص . ) بخشش ، دهش . ۳ - (اِ. ) آن چه که بخشیده شود، ج . عطیه .

فرهنگ فارسی

۱ - ( مصدر ) بخشیدن . ۲ - ( اسم ) بخشش دهش انعام . ۳ - ( اسم ) آن چه که بخشیده شود جمع اعطیه .تخلص ادیب السلطنه حسین سمیعی از ادبا و رجال دوره معاصر است وی بسال ۱۲۹۳ قمری در رشت تولد یافت و دوران طفولیت را در کرمانشاه و تهران بسر برد و بعد از پدرش به مشاغل دولتی پرداخت و به وزارت کشور و وزارت خارجه منصوب شد و به وکالت مجلس شوروی و سناتوری نیز رسید و بسال ۱۳۷۳ قمری درگذشت...

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: atā) (عربی) بخشیدن چیزی به کسی ، بخشش ، دهش ، انعام ؛ هدیه یا هر چیزی که به کسی بخشیده می شود .

اسم: عطا (پسر، دختر) (عربی) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: atā) (فارسی: عطا) (انگلیسی: ata) معنی: بخشیدن چیزی به کسی، بخشش، انعام، دهش، هدیه یا هر چیزی که به کسی بخشیده می شود، ( اَعلام ) عطا ابن یعقوب: ( = عطایی رازی ) [قرن هجری] شاعر ایرانی دربار غزنوی، سراینده ی دو منظومه ی حماسی برزونامه و بیژ...

مترادف و متضاد

احسان، انعام، بخشش، تعارف، دهش، مرحمت، نفقه، هبت

present (اسم)بخشش، سفته، تحفه، اهداء، عطا، عطیه، هدیه، پیشکش، ره اورد، تقدیم، زمان حال، زمان حاضر، سوقاتgrant (اسم)حقوق بگیر، بخشش، امتیاز، اهداء، عطا، کمک هزینه تحصیلی، اجازه واگذاری رسمیgift (اسم)استعداد، بخشش، نعمت، موهبت، عطا، عطیه، ژنی، هدیه، کادو، پیشکش، ره اوردdonation (اسم)اهداء، دهش، عطا، عطیهgranting (اسم)عطا...

فرهنگ فارسی ساره

دهش


کلمات مرتبط

  • عطا اباد
  • عطا حریه
  • عطا خواستن
  • عطا دادن
  • عطا دهنده
  • عطا دهی
  • عطا کردن
  • عطا یافتن
  • عطا آباد
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات