کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : عضوم
تلفظ بین المللی :
/ˈozuːm/
تلفظ :
['ozu:m]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
ذات العضوم
رئیس العلوم
راهنمای عمومی عملیات
راهنمای عمومی عملیات پرواز
البرهان فی علوم القران
رده های حمل ونقل عمومی
رمزبندی با کلید عمومی
رمزنگاری با کلید عمومی
رمزگذاری احتمالاتی با کلید عمومی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
عضوم. [ ع َ ] ( ع ص ) شتر ماده درشت اندام. ( منتهی الارب ). ناقه صلب و سخت. ( از اقرب الموارد ).
کلمات مرتبط
ذات العضوم
رئیس العلوم
راهنمای عمومی عملیات
راهنمای عمومی عملیات پرواز
البرهان فی علوم القران
رده های حمل ونقل عمومی
رمزبندی با کلید عمومی
رمزنگاری با کلید عمومی
رمزگذاری احتمالاتی با کلید عمومی
نظرات